السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)
325
خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)
از تو مىشنيدند ، در مورد تو هيچ كس اختلاف نمىكرد . به هر حال ، على ( عليه السلام ) شبها حضرت فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را سوار بر الاغى مىكرد و به در خانهى انصار مىرفت و از آنان يارى مىخواست . آنان به حضرت زهرا مىگفتند : اى دختر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) بيعت ما با اين مرد انجام شده و كار از كار گذشته است . اگر شوهر و پسرعموى تو زودتر از ابوبكر اقدام مىكرد ، ما او را با ابوبكر جايگزين نمىكرديم و او را برابر على نمىدانستيم . على عليه السلام مىگفت : آيا من پيكر رسول خدا را در خانهاش - دفن ناشده - رها مىكردم و با مردم در پى قدرت و سلطنت او به نزاع و درگيرى مىپرداختم ؟ ! فاطمه فرمود : على عليه السلام كارى انجام نداد ، جز همانچه كه او خود بدان شايستگى داشت . امّا آنان كارى انجام دادند كه خداوند در آينده از آنان مطالبه خواهد كرد و بدان عمل به حساب آنان خواهد رسيد . « 1 » جمالالدين محدّث استاد دهلوى اين روايت را به همينگونه از گروهى از اهل تاريخ روايت كرده است . « 2 » 6 - احتجاج على در روز شورى وقتى اميرالمؤمنين على عليه السلام به خويشاوندى خود و نزديكتر بودنش از ديگران ، در روز شورى براى اثبات خلافتش استدلال كرد ، هيچيك از حاضران در آن مجلس ، استدلال را ناروا ندانسته و انكارش نكرده ، بلكه اعتراف نموده و تسليم اين استدلال شدهاند . ابنحجر مكّى گويد : دار قطنى اين روايت تاريخى را نقل كرده كه على عليه السلام در
--> ( 1 ) . الامامة و السياسة 1 : 11 . شكّى نيست كه اين كتاب از ابنقتيبه است و جماعتى اين كتاب را به او نسبت داده و در كتابهايشان از آن نقل كردهاند ، مانند : كتاب « اتحاف الورى باخبار ام القرى ؛ غاية المرام باخبار سلطنة البلد الحرام » ؛ العقد الثمين ؛ الف باء ؛ تفسير شاهى . ( 2 ) . روضةالاحباب .